حرف دلم برای تو..........

عزیزم سلام!!

سلام مرا که از اعماق دل شکسته ام بر می خیزد تا دل ستمدیده ام را مقابل خاک پای گرانبهایت فدا کند پذیرا باش.
مهربانم وقتی به یاد گذشته بر باد رفته می افتم هنوز با تمام وجودم وجود نازنین تو و عشق جاودانه ات را که قلبم را چنگ می زند و می فشارد در روحم حس می کنم. اما افسوس و هزاران افسوس که چه زود در غم بی تو بودن پرپر می زدم.
بگذار تا گهواره سینه ام دوباره بستری گرم و دلپذیر برای عشق آتشینت باشد.

آرام جانم در فراغت ، تپش خود را از دست میدهد و دیدگانم خون می بارند و سینه ملتهب از عشقم ناله های سوزناک خود را در درون فرو می خورند و در بیرون فشار ناله های داغ از عشقم هر دم اثری بر چشم ها و چهره ام بر جای می گذارند.
قسم به چشم های افسونگرت بی تو این زندگی سراپا رنج و درد است که به پشیزی  نمی ارزد. مگذار دل گرمم که از آتش عشقت توان می گیرد در سرمای هجر تو جان ببازد.
عشق من می تواند تکیه گاهی امن برای تو باشد تا با اتکا به آن از بار غصه ها نجات یابی و بتوانی بار غصه هایت را با آن قسمت کنی،کسی که دوستت دارد و از تمام زندگیش برایت می گذرد و می خواهد شریک غمهایت باشد.کسی که طاقت ندارد شانه های نازکت زیر بار کوچکترین غمی خم گردد.
بگذار زورق شکسته دلم در دریای دل پر موجت شناور بماند و خرد نشود. مگذار ماهی نیمه جان دلم بدون دریای وجودت بمیرد. اگر از کنارم بروی جانم را نیز با خود خواهی برد، بیا و مگذار بی تو بمیرم همسفر خوب عشقم. دوستی در نیمه راه نباش .بگذار راهی را که با هم و با عشق ، شروع کردیم همچنان عاشقانه  به پایانش برسیم، که عاشق همیشه امیدوار به پایان راه روشن آن است ....

تو مانند  کبوتری هستی که همیشه حس می کنم از این سفرت باز نخواهی گشت . اگر شریکی قرار بود در خدایی باشد تو یک نیمه خدایی برایم. نمی دانم با تو چگونه رفتار کنم؟ لحظه ای مهربان و عاشق و لحظه ای پر از خشم و طوفانی ... با تو چه باید کرد ؟
بدنم با عطر دست های تو آمیخته است . پوست جوان من را ، گرمای دست های تو می سوزاند و در عمق پیش می رود .درون چشمانم تصویر تو ثابت است . دلم می خواهد بپرسم تو چه طعمی داری؟

 طعم مستی ؟

 ...نه....!

 تو همه فصول بودی و هیچ کدام نبودی.  تو همه جا بودی همه جا هستی و سخت دست نیافتنی و من همیشه از خودم می پرسیدم، آیا روزی باز هم من در کنارت خواهم بود؟
حالا دلم می خواهد گریه سر دهم و از سوز دل بگویم :آخ که ای کاش مرگ می آمد و قلب مرا از زیستن بیهوده خالی می کرد....
این را باز هم فریاد می زنم، عشق تو را درون صندوقچه قلبم گذاشته ام و کلید آن را به دست های نازنینت سپرده ام تا تپشهای دوباره آن را درون قلب پاکت بگذاری .بدان که دریچه  قلبم را به روی هیچ کس دیگر نخواهم گشود چرا که کلیدش به دست توست. پس بدان که هیچ چیز نمی تواند نقش اندام قشنگت را از دلم پاک کند . تو تا ابد در آنجا چون بتی باقی خواهی ماند و من چون بت پرستی تو را پرستش خواهم کرد..

وای چقدر سرم داغ بود نه؟؟؟

موفق و موید باشید دوستان

/ 97 نظر / 49 بازدید
نمایش نظرات قبلی
tdmmo

حاجی شما که به کامنت ما نیاز نداری کامنت دونت پُر پُره بزنم به تخته [لبخند]

مونا

سلام به دوست عزیزم خوبی وخوشی[گل][لبخند]

تونی مونتانا

سلام با مطلب داغ جدید اپم تشریف بیاورید. ضمنا یک گله حتما باید دعوتتان کرد؟.... انتونیو مونتانا.[گل][گل][گل][گل][قلب]

رها

سلام خوبی ؟ چه خبرا خوش میگذره؟ آپت قشنگ بود مثل همیشه[گل][لبخند]

مونا

سیلام به تنها مرد خوش پرشین بلاگ[دروغگو]خوفی؟سرحالی؟روزگارچه بید[نیشخند]خوف امد گزاف گویی [خجالت]نه احوالی بپلسم[مغرور]شادباشی[گل]وروز مادروبه مامان عزیزت تبلیک بگم[لبخند]

پیامک های دل

خاطراتم پوسید، تنهایی رسید مرگ مرا نوشید،او مرا در خواب بوسید سلام دوست خوبم [گل]چشمم به راهت هست[گل]

لاهوت

سلام با بدون شرح آپم[نیشخند] امیدوارم توپ خوشبختی سانترش همیشه روی قلبت باشه و با شرایط بالا خوشبخت بشی . . . ![نیشخند][گل]

لاهوت

سلام با 12 جمله کاربردی ایرانی اپم[نیشخند] یه مدتی به دلیلی مشکلاتی که برام پیش اومده بود نبودم...اما برگشتم و خوشحال میشم سر بزنی ...[گل]

مهشيد جيگلى

مواظب خودت باش بعد داغ كردنهاى زيا د يخ كردنم داريم